حکایت
يه سخنران معروف سمينار خود را با بالا گرفتن يك 20 دلاری آغاز نمود.
او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد : کی اين اسکناس 20 دلاری رو دوست داره ؟ دست ها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت : من می خوام اين 20 دلاری رو به يکی از شما بدم. اما اول بذارين يه کاری بکنم.
سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد. پس دوباره پرسيد : کسی هست که هنوز اين اسکناس رو بخواد ؟ باز دست ها بالا رفت.
او اينگونه ادامه داد : خب ، اگر من اينکار رو با اسکناس بکنم چی ؟ و بعد اسکناس رو به زمين انداخت و با کفش خود شروع به ماليدن آن به کف اتاق کرد. سپس آنرا که کثيف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت : هنوز کسی هست که اين 20 دلاری رو بخواد؟ اما هنوز دست ها در هوا بود.
سخنران گفت : دوستان من ، همگی شما يک درس با ارزش فرا گرفتيد. شما بی توجه به اينکه من چه بلايی سر اين اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ چيز از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار می ارزيد.
خيلی از اوقات در زندگيمون ، ما بوسيله تصميم هايی که می گيريم و وقايعی که واسه مون پيش مياد ، پرتاب ، مچاله و به زمين ماليده می شيم . در اين جور مواقع احساس می کنيم که ارزش خود را از دست داده ايم. اما مهم نيست که چه اتفاقی افتاده يا خواهد افتاد ، به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهيد : تميز يا کثيف ، مچاله يا صاف ، باز هم شما از نظر اونايی که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادی دارين. ارزش زندگی ما با کارهايی که انجام می دهيم و افرادی که می شناسيم تعيين نمی گردد بلکه بر اساس اون چيزی که هستيم تعيين می شه.
زندگی اونی می شه که ما می گیم و ما می خوایم
نوشته شده توسط دختری از جنس خورشید در دوشنبه 1388/09/02 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت
صبر چیزی نیست که مانند قاب عکس عتیقه از جد مادری خود به ارث ببرید. صبر چیزی است که بر اثر کار بر روی آن به دست می آورید. شما می آموزید که صبور باشید و گاهی این درس ها می توانند واقعاً عذاب آور باشند! بهترین دوست تان رازی را برملا می کند. در روز فارغ التحصیلی آنفلونزا می گیرید.ماشین تان در حین سفر خراب می شود!
این درس های عذاب آور به شما می آموزند که چگونه با آن ها کنار بیایید. آن ها هم چنین به شما می آموزند که دفعه های بعد از چه چیزهایی اجتناب کنید و چگونه هنگام ضرر و زیان دوباره تامین سرمایه کنید.
آموزش دیدن برای صبر یعنی بیاموزید که چگونه محکم بایستید. یعنی با عزمی راسخ با شرایط دشوار مواجه شوید. یعنی از مغلوب شدن با اعمال یا رفتارهایی که بر علیه شماست، خودداری کنید. انسان صبور آموخته است که چگونه با کسانی که با او مخالف اند، موافق باشد، صبر به روش هایی فکر می کند که رفتارهای ناشی از بی دقتی و نامهربانی را اصلاح کند و به آن ها توجه نشان دهد.
صبر ارزش صبر کردن را دارد!
انگیزه های یک دقیقه ای – استان تولر
نوشته شده توسط دختری از جنس خورشید در یکشنبه 1388/08/17 ساعت 15:40 موضوع | لینک ثابت
یک حقیقت درباره دوست داشتن؛ بازنده کیست؟

پسری بود که عاشق دختری شده بود. دختر خیلی زیبا نبود ولی برای اون پسر همه چیز بود. پسر همیشه به دختره فکر می کرد. در خواب و بیداری، خلاصه زندگیش شده بود اون دختر.
دوستان پسر بهش گفتند؛ تو که اینقدر دختره رو دوست داری چرا به خواستگاریش نمی ری! اون موقعس که می فهمی آیا اونم همچنین احساسی نسبت به تو داره یا نه!
پسر دید بهترین کار همینه. البته جالب اینکه دختره از همون اول می دونست که پسره عاشقشه. چند باره هم دوستان دختره بهش با طعنه یه حرف هایی زده بودند.
اما وقتی یک روز پسر سر صحبت رو با دختره باز کرد و از اون خواستگاری کرد، دختره با صراحت پسر رو رد کرد و به او گفت که علاقه ای به تو ندارم.
بعد از اون شکست، دوستان پسره فکر کردند که الآن که بره یه بلایی سر خودش بیاره. یا معتاد بشه، یا الکلی. خلاصه بره زندگیش رو خراب کنه.
اما وقتی که دیدنش، با کمال تعجب فهمیدن که اصلاً فرقی نکرده! ازش پرسیدن چطوریه که زیاد ناراحت نیستی؟
پسره گفت؛ چرا من باید ناراحت باشم؟ من یکی رو از دست دادم که هیچ وقت دوستم نداشت. ولی اون دختره کسی رو از دست داد که واقعاً دوستش داشت و همش بهش اهمیت می داد. پس این من نیستم که ضرر کردم.
نوشته شده توسط دختری از جنس خورشید در چهارشنبه 1388/08/13 ساعت 11:4 موضوع | لینک ثابت
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ
اى کسانى که ایمان آوردهاید، از صبر و نماز کمک بگیرید
که خداوند با صابران است
سوره : البقرة آیه 153
نوشته شده توسط دختری از جنس خورشید در شنبه 1388/08/09 ساعت 8:53 موضوع | لینک ثابت
امروز چهارشنبه 20 مهر است؛ يعني دقيقا 21 روز از اون ماجرا ميگذره (بعدازظهر روز سه شنبه 7 مهر) .... چه شبي بود اون شب... و چه چيزايي كه به من نگذشت... فقط خدا كمكم كرد وگرنه من هيچوقت زنده نمي موندم........
ديگه نمي دونم چي بايد بگم؟ ..............يعني نگم بهتره ....فقط اينكه خدايا كمكم كن
نوشته شده توسط دختری از جنس خورشید در چهارشنبه 1388/07/29 ساعت 10:11 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY